SONADOR
تو اون شام مهتاب کنارم نشستي عصر ما عصر فریبه ، عصر اسم های غریبه عصر پژمردن گلدون، چترهای سیاه تو باروون شهر ما سرش شلوغه، وعده هاش همه دروغه آسموناش پر دوده،قلب عاشقاش کبوده کاش تو قحطی شقایق بشینیم توی یه قایق بزنیم دل رو به دریا منو تو تنهای تنها ... خونه هامون پره نرده،پشت هر پنجره پرده قفس ها پره پرنده،لب های بدون خنده چشما خونه ی سواله، مهربون شدن محاله نه برای عشق میلی، نه کسی به فکر لیلی کاش تو قحطی شقایق بشینیم توی یه قایق بزنیم دل رو به دریا منو تو تنهای تنها ... اونقده میریم که ساحل از منو تو بشه غافل قایقو با هم میرونیم اونجا تا ابد می مونیم جایی که نه اسمونش نه صدای مردمونش نه غمش نه جنب وجوشش ، نه گلای گل فروشش مثه اینجا اهنی نیست ، مثه اینجا اهنی نیست پس ببین یادت بمونه کسی هم اینو ندونه زنده بودیم اگه فردا وعده ی ما لب دریا ....
عجب شاخه گل وار به پايم شکستي
قلم زد نگاهت به نقش آفريني
که صورتگري را نبود اين چنيني
پريزاد عشقو مه آسا کشيدي
خدا را به شور تماشا کشيدي
تو دونسته بودي، چه خوش باورم من
شکفتي و گفتي، از عشق پرپرم من
تا گفتم کي هستي، تو گفتي يه بي تاب
تا گفتم دلت کو، تو گفتي که درياب
قسم خوردي بر ماه ، که عاشق تريني
تو يک جمع عاشق ، تو صادق تريني
همون لحظه ابري رخ ماهو آشفت
به خود گفتم اي واي مبادا دروغ گفت
گذشت روزگاري از اون لحظه ناب
که معراج دل بود به درگاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم
تو هر شام مهتاب به پايت شکستم
تو از اين شکستن خبرداري يا نه
هنوز شور عشقو به سر داري يا نه
تو دونسته بودي، چه خوش باورم من
شکفتي و گفتي، از عشق پرپرم من
تا گفتم کي هستي، تو گفتي يه بي تاب
تا گفتم دلت کو، تو گفتي که درياست
قسم خوردي بر ماه ، که عاشق تريني
تو يک جمع عاشق ، تو صادق تريني
همون لحظه ابري رخ ماهو آشفت
به خود گفتم اي واي مبادا دروغ گفت!
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داري
من اون ماهو دادم به تو يادگاري

| Design By : Night Skin |


