تبليغاتX
SONADOR


SONADOR

 

سکوت‌ آب‌ مى‌تواند
خشکى‌ باشد و فرياد عطش
 
‌سکوت‌ گندم‌ مى‌تواند
گرسنگى‌ باشد و غريو پيروزمند قحط
‌همچنان‌ که‌ سکوت‌ آفتاب
‌ظلمات‌ است
‌اما سکوت‌ آدمى
‌فقدان‌ جهان‌ و خداست

غريو را تصوير کن
‌عصر مرا
در منحنى‌ تازيانه‌ به‌ نيش‌خط‌ِ رنج
‌همسايه‌ى‌ مرا
بيگانه‌ با اميد و خدا
و حرمت‌ ما را
که‌ به‌ دينار و درم‌ بر کشيده‌اند و فروخته
‌تمام‌ الفاظ‌ جهان‌ را در اختيار
داشتيم‌ و آن‌ نگفتيم
‌که‌ به‌کار آيد
چرا که‌ تنها يک‌ سخن
‌در ميانه‌ نبود
آزادى
‌ما نگفتيم
‌تو تصويرش‌ کن

"احمد شاملو"                                       

 

نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 1:30 PM توسط Sonador| |

آدمي خودش را در ميان دست نوشته هاي مكتوبش سانسور مي كند. گويي عادت كرده ايم به سركوب مداوم خواسته ها و تمايلاتمان، نوشتن گويي در اين ميان تنها دريچه اي است كه مي توان خود بودگي را تقويت كرد.
«آن‌کس که ديگر خانه‌ای ندارد، در نوشتن خانه می‌کند.»
"تئودور آدورنو
 

سلام به همه ی کسانی که با افتابگردان اندیشه سازان به سمت افتاب علم حرکت کردند... امروز من از کسی خبردار شدم که اشک امانم را گرفت ...

او کسی نبود جز "فرهاد میثمی "بزرگ مرد تاریخ علم و انسانیت فکر کردم .شاید شما هم روزها وشبهایی را بی او پیام های دلنشینش سر کردید

بنابراین این مطالب را از یک وبلاگ خوندم ودوست داشتم که شما هم بخونید .تاریخش بیستم ابان ماه هست

 

"هم چنان اندر حکایت: اندیشه سازان

این پست را برای بستن یک قصه ناتمام نوشتم: «مؤوسسه انتشاراتی اندیشه سازان».

بعد از نوشتن این پست راجع به مؤسسه کنکوری «اندیشه سازان»، ایمیلی از مدیر مسؤول این مؤسسه، فرهاد میثمی عزیز، به دستم رسید:

«سلام.

یکی از دوستانم، از مؤلفان خوب جوان و جدید اندیشه سازان، لینکی از وبلاگ شما برایم فرستاد. فقط خواستم بهتون بگم نویسنده ی مقدمه ی مؤلف و ناشری، که به بخشی از متنشون در نوشته تون اشاره کرده بودین، ایران بودن، ایران هستن، و حداقل یکیشون (یعنی خود من) ایران خواهد ماند.

من مال اینجام. به درد جای دیگه نمی خورم. اگر چه به نظرم، نه می شه برای رفتن ارزش گذاری کرد، نه برای موندن....

شاد باشین

فرهاد میثمی»

با این حساب، حذف این جمله:«شهریور سال قبل بود که شنیدم آخرین حلقه ی گروه آموزشی اندیشه سازان، ایران را ترک گفته و راهی دیار شیطان بزرگ شده تا به سایر اندیشه سازانی ها بپیوندد.»، از نوشته ی سابقم در باب اندیشه سازان، توجیه شده و امیدوارم دوستان عزیز، عذر خواهی مرا بابت درج جمله ای با اطلاعات ناقص بپذیرند. هر چند که این پست می باید دو ماه پیش ارسال می شد!

در همین راستا، خواندن کامنت هایی که در رابطه با همین نوشته به دستم رسید، خالی از لطف نمی نماید:

«نوشته شده توسط: علی

سلام و تشکر از متن دل نشینتان
فقط خواستم به عنوان یک حلقه کوچک از اندیشه سازان(به قول دکتر میثمی یک فسقیلون!) بگویم که اندیشه سازانی ها تا جایی که من در جریان هستم ایران را ترک نکرده اند و خود دکتر میثمی هم در همین تهران و در دفترشان در میدان انقلاب حضور همیشگی دارند و مطمئن باشید ایمیل شما را هم با روی گشاده جواب خواهند داد. اگر توانستم این متن را نشانشان می دهم.
اندیشه سازانی باشید!»

«نوشته شده توسط:دلتنگ

من هم با اندیشه سازان خیلی خاطره های قشنگ دارم.
سال ۷۹-۸۰بود که پیش دانشگاهی بودم و برای کنکور می خوندم و کتابهای اندیشه سازان هم خیلی کمکم کرد و خاطره های خیلی قشنگ برام خلق کرد.
ادبیات هامون سبطی چقدر شاهکار بود. وقتی می گرفتی دستت، دیگه نمی تونستی کنار بذاری.
مقدمه های زیبای دکتر میثمی و نویسندگان کتاب که انگار روبروت نشستن و دارن برات حرف میزنن. انگار صمیمی ترین دوستات هستن.
شیمی مهندس بازرگانی، ریاضیات های دکتر نونهال، عربی دکتر بوذری، زبان دکتر اناری، فیزیک دکتر محتشم و آقای ملکی، و ریاضیات گسسته قطور آقای جوادی.
همه شون محشر بودن. واقعا خیلی از سیستم آموزشی کنکور و دیگر موسسه های موجود اون زمان جلوتر بودن.
یه امید بودن که کنکور و تست کاملا مغز جوونها رو از بین نبره.
با خوندن این مطلب یاد لحظه های خوب همراه با اندیشه سازان افتادم و بدجوری دلم گرفت.
یادشون بخیر
گرچه یاران فارغند از یاد ما
از من ایشان را هزاران یاد باد»

«نوشته شده توسط:پیمان

چه متن زیبایی دوست من....
مدت ها بود که به دنبال چنین نوشته ای توی نت بودم.
در تاثیر اندیشه سازان بر زندگیم فکر می کنم همین قدر کافی باشه که هنوزم که دارم واسه کنکور ارشد می خونم متن هاشون زندم می کنه...
یا حق»

«نوشته شده توسط:راضیه

تمام حرفهای خوب شما رو منم حس کردم.این قدر عاشق اندیشه سازانی ها شده بودم(و هستم) که در مراسم روز درختکاری شون شرکت کردم و...
الهی که موفق باشند وما هم بتونیم به راهشون بریم.من سال ۴ریاضی محض ام ودرس می دم وسعی می کنم هنرمندیم رو توی این فرصت زندگی به عنوان یک مسؤولیت ثابت کنم.»

«نوشته شده توسط: مریم

خیلی خوشحال شدم که یکی هست که هنوزم به یاد فرهاد میثمی دوست داشتنیه و ازش مطلب می نویسه. خیلی ها موفقیت شونو مدیون اون هستند»

 

نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 11:9 AM توسط Sonador| |


Design By : Night Skin