تبليغاتX
SONADOR




























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


SONADOR

 

آه ای دیار دور، ای سرزمین کودکی من

خورشید سرد مغرب بر من حرام باد تا افتاب توست در افاق باورم

ای خاک یادگار، ای لوح جاودانه ی ایام

ای پاک، ای زلال تر از اب و اینه

من نقش خویش را همه جا در تو دیده ام

تا چشم بر تو دارم بر خویش ننگرم

ای کاخ زر نگار ؛ ای بام لاجوردی تاریخ

فانوس یاد توست که در خوابهای من زیر رواق غربت، همواره روشن است

برق خیال توست که گاه گریستن در بامداد ابری من پرتو افکن است

اینجا همیشه روشنی توست ، رهبرم

ای زادگاه مهر، ای جلوه گاه اتش زرتشت

شب گرچه در مقابل من ایستاده است

چشمانم از بلندی طالع به سوی توست

وز پشت قله های مه الوده ی زمین

در اسمان صبح تو پیداست اخترم!

ای ملک بی غرور، ای مرز بوم پیر جوان بختی، ای اشیان کهنه ی سیمرغ

یک روز ناگهان چون چشم من ز پنجره افتد بر اسمان

می بینم افتاب تو را در برابرم...!!!

فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار همایون باد...

نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 3:5 PM توسط Sonador| |

 

امروز از اون روزای حسیه که منو وادار به گذاشتن یه پست جدید کرده...

یه روز نو یه فال نو یه تعبیر نو...در ناب ترین لحظه و ناب ترین روز ،تفال به حضرت حافظ محفل رو عجیب موندگار میکنه !

به عشــق زنده بود جان مرد صاحبدل

اگر تو عشـــق نداری برو که معـــذوری

رسید دولت وصل و گذشت محنت هجر

نهاد کشـــور دل بــــــاز رو به معمــوری

بهـر هر کسی نتوان گفت راز خود حافظ

مگر بدانکه کشیده است محنت دوری...!

(هر چند که در حال حاضر تعبیری نداره ولی خب حضرت حافظ ه کاریش نمیشه کرد)

امروز غزل خونی "۲۲ دومین میلاد زمستونیم" همپای یک سرماریزه ست!!!

چه لطيف است حس آغازي دوباره،

و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...

و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!

و چه اندازه شيرين است امروز

روز ميـــــــــــــــــــــلاد...

روز اغــــاز شدن!!!

می توان با یک گلیم کهنه هم ، روز را شب کرد و شب را روز هم. می توان با هیچ ساخت. با محبت می توان صد بار هم مهربانی را، خدا را، عشق را با لبی خندان تر از یک شاخه گل تفسیر کرد. می توان بی رنگ بود همچو آب چشمه ای پاک و زلال. می توان در فکر باغ و دشت بود، عاشق گلگشت بود، می توان این جمله را در دفتر فردا نوشت: "خوبی از هر چیز دیگر بهتر است..."

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 2:25 PM توسط Sonador| |


Design By : Night Skin